اعتیاد و بهبودی
 
دوازده قدم، کارکردقدم، آسیب شناسی و بررسی آثارمجتبی دشتی
ابزار وبلاگ نويسي
ابزار وبلاگ نويسي
ابزار وبلاگ نويسي
ابزار وبلاگ نويسي
ابزار وبلاگ نويسي

.

ابزار وبلاگ نويسي
چاپ این صفحه ابزار وبلاگ نويسي

عنوان

روان‌شناسی

روانشناسی، علم کاربردی مطالعه رفتار و فرایندهای ذهنی بر اساس یافته‌های علمی و تحقیق شده می‌باشد. رفتار به فعالیت‌ها و اعمالی اشاره دارد که قابل مشاهده و قابل اندازه گیری می‌باشند، مانند صحبت کردن و راه رفتن، اما فراندهای ذهنی به اعمال و فرایند‌هایی اشاره دارد که به صورت مستقیم قابل دیدن و درک کردن نیست و نمود آنها را می‌توان در رفتار و دیگر فرایند‌ها مشاهده کرد، مانند تفکر و یا هیجان و ترس. امروزه، روانشناسي از سنين خردسالي و نوجواني گذشته و پا به مرحله جواني و بزرگسالي گذاشته است و به درجه‎اي از ثبات و استحكام رسيده است (شاملو، 1370). روانشناسي با در نظر گرفتن نيازهاي طبيعي انسان و درك روح زمان ، به عنوان پرچمدار مطالعه پيچيدگي‎هاي بشر امروز است. در یک تعریف ساختار شکن از روان شناسی، «روان شناسی عبارت از کشف دروغهایی است که به خود می گوییم و همچنین تعیین حد و مرز راست هاست» در این تعریف انسان موجودی است که نخست باید خود را فتح کند. در نتیجه صداقت تمام عیار با خود پایه روان شناسی است. این تعریف روان شناسی را با خود شناسی پیوند می زند(محمدپور، 1388، ص: 30).

روانشناسی امروز به حدود ۵۴ رشته و شاخه متفاوت از قبیل روانشناسی بالینی، روانشناسی کودکان و کودکان استثنائی، روانشناسی صنعتی و سازمانی، روانسنجی، روانکاوی، روانشناسی مهندسی، روانشناسی فیزیولوژیک, روان شناسی ورزش, روان شناسی مدیریت و ... تقسیم شده‌است. روانشناسی به مطالعه مفاهیمی مانند هوش، رفتار، هیجان‌ها (احساسات)، روابط درونی و روابط اجتماعی و شخصیتی فرد می‌پردازد.

تاریخچه

روانشناسي از تمام نظام‎هاي علمي موجود قدمت بيشتري دارد. مي‎توان ريشه‎هاي آن را تا قرن چهارم و پنجم قبل از ميلاد با دانشمنداني چون افلاطون وارسطو دنبال نمود. ولي به قول هرمن ابينگهوس ، قرن 19، ”روانشناسي پيشينه‎اي دراز اما تاريخچه‎اي كوتاه دارد (شولتز و شولتز، 1372، ص 18).

یک فیلسوف تحصیل کرده آلمانی بنام رادولف گوسلنیوس ابداع کننده اصطلاح "روانشناسی" است (۱۹۵۰). معنی ریشه کلمه روانشناسی از کلمه (روان) بمعنای "روان در زبان یونانی است. تا حدود اواخر قرن نوزدهم، روانشناسی بعنوان شاخه‌ای از علم فلسفه شناخته می‌شد. و همچنین بعنوان یک کیش در برخی فرهنگ‌ها در نظر گرفته می‌شد که شامل تهاجم افکار و نابودی یگانگی درونی می‌گردید. در سال ۱۸۷۹ شخصی بنام ویلهلم وندت (که به پدر روانشناسی نیز معروف است) اقدام به تاسیس یک آزمایشگاه در دانشگاه شهر لایپزیک آلمان نمود که تمرکز اصلی آن بروی مطالعات روانشناسی قرار داشت. در سال ۱۸۹۰ ویلیام جیمز درکتاب خود با نام "اصول روانشناسی به بسیاری از پرسشهای مطرح شده در باب بنیاد‌های روانشناسی که تا سالها بعد توسط روانشناسان مطرح گردیده بودند، پاسخ داد. از دیگر افراد مطرح در این رشته هرمن ابینگواس (پیشتاز تحقیقات حافظه)، دانشمند روسی با نام ایوان پاولف (شخصی که مبتکر فرآیند یادگیری شرطی شدن کلاسیک است) می‌باشند. در همین حال، شخصی بنام زیگموند فروید که تحصیل کرده رشته اعصاب شناسی بوده و آموزش رسمی در خصوص روانشناسی ندیده بود، روش روان درمانی را ابداع و مورد استفاده قرار داد که بنام تجزیه و تحلیل روحی شناخته می‌شود. شناخت فروید از ذهن بطور گسترده بر پایه روش‌های تفسیری و درون گرائی است. ولی تمرکز خاص آن بروی حل مشکلات روان پریشی و آسیب شناسی روانی قرار دارد. تئوری‌های فروید بسیار مشهور گردیدند دلیل این معروفیت احتمالا بخاطر در گیر بودن آن با موضوعاتی از قبیل جنسیت و سرکوب بعنوان جوانب عمومی توسعه روانشناسی می‌باشد. در آن زمان، این مسائل بصورت عمده بعنوان موضوعات ممنوعه در نظر گرفته می‌شدند. و فروید مبدلی فراهم آورد که بتوان راجع به این مسائل بطور باز در مجامع مبادی آداب بحث و گفتگو نمود. اگرچه در روانشناسی امروزی، تئوری‌های فروید اساسا مورد توجه نیستند ولی کاربرد خاص او در تبدیل روانشناسی به موضوعی کلینیکی بسیار تاثیر گذار بود.

بعنوان بخشی از عکس العمل نسبت به طبیعت فردی و درون نگر روانشناسی و وابستگی انحصاری آن به جمع آوری مجدد تجارب مبهم و دوردست کودکی، مکتب رفتار گرائی بمنزله روش راهنمائی تئوری روانشناسی معروف گردید. روانشناسانی از قبیل جان بی. واتسون، ادوارد تورندیک و بی. اف. اسکینر بعنوان پیشتازان این مکتب بودند. رفتار گرایان اعتقاد داشتند که روانشناسی باید تبدیل به علم رفتار شناسی گردد و نه ذهن. آنها این نظر را که وضعیت‌های درون ذهنی مانند اعتقادات، تمایلات یا اهداف را می‌توان بصورت علمی مورد تحقیق قرار داد را رد نمودند. در سال (۱۹۱۳) واتسون در نوشتاری با نام "روانشناسی از دیدگاه رفتار گرا" اظهار داشت که روانشناسی " رشته‌ای کاملا تجربی از علوم طبیعی است،""اشکال درون گرائی از اجزای لازم این روش‌ها محسوب نمی‌گردند" و اینکه "رفتار گرایان مرزی بین انسان و حیوان صفتی قائل نیستند."

رفتار گرائی در تمامی سال‌های اولیه قرن بیستم بعنوان مدل غالب روانشناسی مطرح بود. دلیل عمده این سرآمد بودن خلق و کاربرد موفق (نه حداقل از آنچه بنام تبلیغ) تئوری‌های شرطی شدن بعنوان مدل‌های علمی رفتار انسان بود.

بهرحال، کم کم مشخص شد که علیرغم آنکه رفتار گرائی اکتشافات مهمی صورت داده بود ولی بعنوان یک تئوری راهنمای رفتار انسان نا کارآمد به‌نظر می‌رسید. بازبینی کتاب"رفتار کلامی اثر اسکینر توسط نوام چامسکی (با هدف توضیح فرآیند اکتساب زبان در یک چهار چوب رفتار گرائی) بعنوان یکی از عوامل اصلی ختم کننده دوران رفتار گرائی بحساب می‌آید. چامسکی اثبات نمود که زبان را نمی‌توان بصورت انحصاری از طریق شرطی شدن آموخت. زیرا مردم قادرند جملاتی بی همتا در ساختار و معنا را بیان کنند که بتنهائی از طریق تجارب روزمره زندگی قابل تولید نیستند. این مباحث موید آنست که فرآیند‌های درونی ذهن که رفتار گرایان آن‌ها را تحت عنوان توهم رد می‌کردند، واقعا وجود دارند. به همین شکل، کار آلبرت باندورا نشان داد که کودکان قادرند یادگیری از طریق مشاهدات اجتماعی را بدون تغییر در رفتار علنی بیاموزند و بنابر این بیشتر بروی بازنمائی‌های درونی حساب باز نمایند.

روانشناسی بشر دوستانه در سال ۱۹۵۰ بوجود آمد و بعنوان عکس العملی نسبت به مثبت گرایان و تحقیقات علمی ذهن بکار خود ادامه داد. تاکید این روانشناسی بر نظریه پدیدار شناختی تجارب انسانی بوده و در جستجوی فهم ابناء بشر و رفتار آنها از طریق انجام تحقیقات کیفی بر آمد. ریشه‌های تفکرات بشر دوستانه در اگزستانسیالیست‌ها و فلسفه پدیدار شناختی بوده و بسیاری از روانشناسان بشری روش علمی را کاملا رد نموده و اعتقاد داشتند که سعی در تبدیل تجارب انسان به واحد‌های اندازه گیری باعث تخلیه کلیه معانی و ارتباطات او بعنوان موجودی زنده خواهد گشت.

برخی دیگر از تئوریسین‌های این مکتب فکری عبارتند از آبراهام مازلو مبتکر سلسله نیاز‌های انسانی، کارل راجرز مبتکر درمان مشتری مداری و فیتز پرلز مبتکر و بسط دهنده درمان گشتالت.

ظهور تکنولوژی کامپیوتر نیز به پیشرفت استعاره عملکرد ذهنی به پردازش اطلاعات کمک نمود. این تکنولوژی بهمراه تحقیقات علمی در زمینه مطالعه ذهن و همچنین اعتقاد به وضعیت داخلی ذهن به پیدایش شناخت گرائی بعنوان مدل برجسته ذهن کمک نمود.

ارتباطات بین مغز و عملکرد سیستم عصبی نیز متداول گردید. دلیل این رایج شدن قسمتی به آزمایشات افرادی مانند چارلز شرینگتون و دونالد هب و قسمتی به مطالعات دانشمندان در خصوص جراحت مغزی (همچنین بخش روانشناسی اعصاب شناختگرا را ببینید) برمی گشت. با توسعه تکنولوژی‌های اندازه گیری عملکرد مغز، روانشناسی اعصاب و علوم مربوط به اعصاب بخش‌های فعال در روانشناسی امروزی گردیدند.

با درگیری علوم دیگر (از جمله فلسفه، علوم کامپیوتر و علوم مربوط به اعصاب ) جهت شناخت و فهم ذهن،چتری از علوم شناخت گرا بعنوان ابزار تمرکز تلاش‌ها در مسیری سازنده تشکیل گردید.

بهرحال، بسیاری از روانشناسان از آنچه بعنوان مدل‌های "مکانیکی" ذهن انسان و طبیعت او مطرح بود، دلخوشی نداشتند. حلقه کامل افراد این دست، می‌توان به روانشناسی تبدیل شخصیت و روانشناسی تحلیلی کارل جانگ اشاره نمود که در طلب برگشت روانشناسی به ریشه‌های روحانی خود بودند. دیگران مانند سرگئی موسکویکی و گرهارد داوین اعتقاد داشتند که رفتار و فکر در ذات خود الزاما با هم تعامل داشته و در جستجوی قالب گذاری روانشناسی در قالب وسیعتر مطالعات علوم اجتماعی بودند که این علوم نیز در ارتباط مستقیم با مفهوم اجتماعی تجربه و رفتار هستند. ترتیب شده توسط : شهیرالله



شاخص های سلامت روان

اخیراً مشکلات سلامت روان بیشتر شده و یا اینکه بشر بیشتر به آن توجه کرده است

رسیدن به آرامش و اطمینان و دوری از افسردگی و اضطراب از اساسی‌ترین نیازهای فطری آدمی و از دیرباز جزو مسائل اساسی بشر بوده است. همین مساله موجب شده تا در ادیان الهی و آیین‌های کهن بشری، ضمن تشریح علل آرامش روحی و روانی، راهکارهایی برای پاسخ به این نیاز اساسی بشر ارائه شود. از طرف دیگر، بهداشت و سلامت روانی یکی از نیازهای اجتماعی نیز هست؛ چراکه عملکرد مطلوب جامعه مستلزم برخورداری از افرادی است که از نظر سلامت و بهداشت روانی در وضعیت مطلوبی قرار داشته باشند.

جواد قمی محمدیه

ذهن و مغز

روانشناسی تشریح کننده تلاشهای توصیف کننده هوشیاری، رفتار و تاثیرات متقابل اجتماعی می‌باشد. منظور ابتدائی روانشناسی تجربی توضیح تجربه و رفتار انسان به همان صورتی که رخ می‌دهد بود. در حدود بیست سال گذشته روانشناسی به بررسی ارتباط هوشیاری و مغز یا سیستم عصبی پرداخت. هنوز مشخص نیست اینها به چه صورت هائی با هم در ارتباط هستند: آیا هوشیاری تعیین کننده وضعیت مغز است و یا وضعیت مغز تعیین کننده هوشیاریست و یا اینکه هر دو اینها روش‌های خاص خود را دارند؟ احتمالا برای فهم این ارتباطات میباید ابتدا با تعاریف "هوشیاری" و "وضعیت مغز" آشنا گردید – یا اینکه آیا هوشیاری نوعی "وهم و خیال" پیچیده‌است که هیچ ارتباطی با فرآیند‌های عصبی ندارد؟ فهم عملکرد مغز نیز بصورتی فزاینده در تئوری و تمرین روانشناسی خصوصا در بخش هائی مانند هوش مصنوعی، روانشناسی شناخت اعصاب و علوم شناخت گرای اعصاب داخل شده‌است.



مکاتب فکری

بحث اکثر مکاتب فکری بر سر استفاده از یک مدل خاص بعنوان تئوری راهنما بود که از طریق آن بتوان کلیه، یا اکثریت رفتار‌های انسانی را توضیح داد. محبوبیت این مکاتب در طول زمان کم و زیاد می‌شده‌است. ممکن است برخی از روانشناسان تصور کنند که پیرو مکتب خاصی بوده و مابقی را رد نموده‌اند، اگرچه اکثر افراد هر کدام از این مکاتب را روشی برای فهم ذهن و نه لزوما تئوری‌های انحصاری متقابل در نظر می‌گیرند.



حوزه و قلمرو روانشناسی

زمینه روانشناسی بسیار گسترده و شامل روش‌های متفاوت مطالعه فرآیند‌های ذهنی و رفتاری می‌گردد. در زیر حوزه‌های اصلی بررسی و تحقیق روانشناسی به آگاهی می‌رسند. لیست کامل و جامع عناوین زیر مجموعه و حوزه‌های علم روانشناسی را می‌توانید در لیست سر فصل‌های روانشناسی و لیست رشته‌های علمی روانشناسی پیدا و ملاحظه نمائید.



روش‌های تحقیقات

تحقیقات روانشناسی بر طبق استاندارد‌های روش علمی انجام و هم شامل کیفی کردار شناسی و هم وجوه آمار کمی گردیده تا به تولید و ارزیابی توضیحی فرضیات در ارتباط با پدیده‌های روانشناسی بپردازد. در جائیکه تحقیقات اخلاقی و حالت توسعه در یک دامنه فرضی تحقیق مجاز انجام گردد، پژوهش از طریق پروتکل‌های آزمایشیدنبال می‌شوند. تمایل روانشناسی به التقاطی بودن باعث اقتباس دانش علمی از دیگر رشته‌ها بمنظور کمک به توضیح و درک پدیده‌های روانشناسی گردید. تحقیقات کمی روانشناسی باعث ایجاد طیفی وسیع از روش‌های مشاهده‌ای شامل تحقیقات عمل، کردار شناسی، قوم نگاری، توضیحات آماری، ساختاری شده و بدون ساختار مصاحبه‌ها و مشاهدات شرکت کنندگان گردید که منظور آن جمع آوری اطلاعات غنی بدون غرض حاصل از آزمایشات سنتی بود. ادامه تحقیقات عام روانشناسی انسانی با تحقیق در روش‌های قوم نگار، تاریخی و تاریخ نگار ادامه یافت.

تست جنبه‌های مختلف عملکرد روانشناسی زمینه‌ای فوق العاده از روانشناسی معاصر است. روان سنجی و روش‌های آماری غالب شامل انواع معروف تست‌های استاندارد شده و همچنین آنهائی که یطور اتفاقی به مقتضی وضعیت و آزمایش شکل گرفته‌اند، می‌باشند.

تمرکز روانشناسان آکادمیک احتمالا بطور خالص بروی تحقیق و تئوری روانشناسی با هدف فهم بیشتر روانشناسانه در زمینه‌ای مشخص قرار دارد، این در حالیست که دیگر روانشناسان بروی روانشناسی کاربردی کار کرده تا چنین دانشی را برای سود آوری سریع و عملی گسترش دهند. بهرحال، این دیدگاه‌ها بطور متقابل انحصاری نبوده و اکثر روانشناسان هم درگیر تحقیقات و هم در بکار بردن روانشناسی در مقاطع خاص کار خود مشغول بوده‌اند. در میان بسیاری از انواع رشته‌های روانشناسی، هدف روانشناسی بالینی توسعه کاربرد دانش روانشناسان و تجارب تحقیقات و روش‌های آزمایشات که آن‌ها به ساخت و بکار بستن ادامه دادند و همچنین بکار گیری موضوعات روانشناسی انفرادی یا استفاده از روانشناسی جهت کمک به دیگران می‌باشد.

زمانیکه زمینه رغبت نیاز به آموزش خاص و دانش تخصصی خصوصا در زمینه‌های کاربردی دارد، تداعیات روانشناسی بطور عادی به ایجاد سازمانی حاکم جهت مدیریت نیاز‌های آموزشی می‌پردازد. به همین شکل، نیازمندی‌ها احتمالا در درجات دانشگاهی روانشناسی قرار دارند، طوری که دانش آموزان بتوانند به کسب علم کافی در زمینه‌های مختلف اقدام نمایند. در کل، زمینه‌های روانشناسی عملی که در آن روانشناسان درمان را به دیگران توصیه می‌کنند، همچنین نیاز به اعطای پروانه از سازمان‌های منظم دولتی به روانشناسان نیز احساس می‌شود.

نازی ملایری



آزمایشات کنترل شده

تحقیقات روانشناسی آزمایشی در داخل لابراتوار و تحت شرایط کنترل شده انجام می‌پذیرند. تلاش این متد تحقیقات تکیه انحصاری بر کاربرد روش‌های علمی بر ابناء بشر بمنظور فهم رفتار می‌باشد. نمونه‌های چنین معیار‌های سنجش رفتاری شامل زمان عکس العمل و انواع معیاری‌های روان سنجی می‌گردد. آزمایشات جهت تست یک فرضیه خاص انجام می‌پذیرند.

بعنوان یک مثال روانشناسی آزمایشی، ممکن است ادراک مردم را در زمینه تن‌های صدا بسنجد. خصوصا، ممکن است سوال زیر پرسیده شود: آیا برای مردم آسانتر نیست که بین یک جفت تن صدا تفاوت قائل شده و آن را از دیگر اصوات بر مبنای تکرار آن‌ها تشخیص دهند؟ برای پاسخ به این سوال امکان عدم اثبات این فرضیه که کلیه اصوات صرفنظر از فرکانس آنها، بطور یکسان قابل تشخیص هستند وجود دارد ( همچنین بخش تست فرضیه برای توضیح اینکه چرا شخص بجای اثبات فرضیه به عدم اثبات آن می‌پردازد، را ببینید.) جهت تست این فرضیه می‌باید یک شرکت کننده در یک اتاق نشانده شده و به یک سری اصوات گوش دهد. چنانچه شرکت کننده بخواهد نسبت به یک صوت عکس العمل نشان دهد (مثلا از طریق فشار دادن یک دکمه)،

در صورتیکه فکر کنند که تن اصوات شامل دو صدای متفاوت بوده و یک عکس العمل دیگر اگر فکر کنند که همان صدا را شنیده‌اند. نسبت پاسخ‌های صحیح بعنوان معیار سنجش اینکه آیا کلیه تن‌های اصوات بصورت یکسان قابل تشخیص بوده یا خیر، بکار می‌رود. نتیجه این آزمایش بخصوص نشانگر بهتر تفاوت اصوات خاص بر پایه درگاه شنیداری انسان می‌باشد.



مطالعات همبستگی

یک مطالعه همبستگی از آمار‌ها جهت تعیین اینکه اگر یک متغیر بهمراه متغیر دیگر مجددا رخ می‌دهد یا خیر، استفاده می‌نماید. بعنوان مثال، ممکن است یک شخص علاقه داشته باشد که بداند آیا سیگار کشیدن با احتمال ابتلا به سرطان ریه در ارتباط هست یا خیر. یک راه ساده پاسخ گفتن به این سوال آنست که گروهی از افراد سیگاری را در نظر گرفته و نسبت آنهائی را که در یک مدت زمان مشخص به سرطان ریه مبتلا گشته‌اند را برآورد نمائیم. در این مورد خاص، ممکن است نتیجه حاصله حاکی از همبستگی بالای این دو عامل با یکدیگر باشد. (قبلا ثابت شده‌است که توتون اثرات زیانباری بر ریه انسان وارد می‌سازد). بهرحال، تنها بر پایه همین رابطه همبستگی، نمی‌توان بطور قاطع قضاوت نمود که کشیدن سیگار "علت" ابتلا به سرطان ریه‌است. فقط می‌توان گفت آنهائی که مستعد سرطان هستند بیشتر آنهائی هستند که سیگار نیز می‌کشند. جایگزین سوم آنست که یک متغیر دیگر باعث ایجاد هر دو وضعیت گردد. با مثال روشن نمودن این واقعیت که همبستگی بر علیت دلالت ندارد این مورد را به یکی از اصلی ترین محدودیت‌های مطالعات همبستگی تبدیل می‌نماید.



مطالعات طولی

مطالعات طولی نوعی روش تحقیق است که به مشاهده یک گروه در یک دوره زمانی مشخص می‌پردازد. بعنوان مثال، ممکن است شخصی در نظر داشته باشد که پدیده اختلال در یک زبان مشخص (اس. ال.آی.) را از طریق مشاهده یک گروه از افراد تحت شرایطی خاص و در یک دوره زمانی مورد مطالعه قرار دهد. مزیت این روش آن است که می‌توان چگونگی تاثیر گذاری یک وضعیت در افراد را طی مدت زمان طولانی مورد نظر قرار داد. ولی در هر صورت، از آنجا که نمی‌توان تفاوت‌های فردی اعضاء گروه را کنترل نمود، نتیجه گیری در باره کل گروه مشکل خواهد بود.



روش‌های روانشناسی اعصاب

موضوع روانشناسی اعصاب هم بررسی افراد سالم و هم افراد بیمار که بطور عام از جراحت مغزی یا بیماری‌های ذهنی رنج می‌برند، می‌باشد.

موضوع بررسی رشته‌های روانشناسی اعصاب شناخت گرا و پزشکی اعصاب و روان شناخت گرا بیماری‌های عصبی یا ذهنی از طریق تلاش در استنتاج تئوری‌های عملکرد عادی ذهن و مغز می‌باشد. فعالیت این رشته بطور عادی شامل مشاهده تفاوت‌های موجود در زمینه‌های توانائی باقیمانده (که بنام " عملکرد عدم همکاری" شناخته می‌شود) است که می‌تواند پاسخی به این سوال باشد که آیا توانائیها از عملکرد‌های جزئی تری تشکیل شده و یا توسط یک مکانیسم شناخت گرای واحد کنترل می‌گردند.

در کل، تکنیک‌های آزمایشاتی اغلب مورد استفاده قرار می‌گیرند که بر مطالعات روانشناسی اعصاب افراد سالم نیز صدق می‌کنند. این تکنیک‌ها شامل آزمایشات رفتاری، اسکن مغز یا تصویر سازی اعصاب از منظر عملکرد – بمنظور بررسی فعالیت مغز در حین انجام عملی خاص، و تکنیک هائی مانند شبیه سازی مغناطیسی انتقال جمجمه، که بصورتی مطمئن به تغییر عملکرد بخش‌های کوچک مغز جهت بررسی اهمیت آن‌ها در عملیات ذهنی می‌پردازد.

دکتر کودا



مدل سازی رایانه‌ای





Neural network with two layers

شیبه سازی رایانه‌ای

ابزاری است که اغلب در روانشناسی شناخت گرا جهت شبیه سازی رفتاری خاص با استفاده از یک رایانه بکار می‌رود. این مدل مزیت‌های زیادی دارد. نظر به اینکه رایانه‌های مدرن از سرعتی فوق العاده بالا برخوردار هستند، بسیاری از فرآیند‌های شبیه سازی را می‌توان در مدت اندک اجرا نمود که این خود توان آماری ما را به مقدار بسیار زیاد افزایش خواهد داد. همچنین با استفاده از مدل سازی ، روانشناسان قادر به تجسم فرضیات در خصوص سازمان عملکردی وقایع ذهنی می‌گردند که این امر بصورت مستقیم در انسان قابل رویت نیست.

انواع متعددی از مدلسازی در مطالعه رفتار مورد استفاده قرار می‌گیرد. پیوند گرائی از شبکه‌های عصبی جهت شبیه سازی مغز بهره می‌جوید. روش دیگر مدل سازی سمبلیک است که اشیاء ذهنی مختلف را با استفاده از متغیر‌ها و قوانین به نمایش در می‌آورد. انواع دیگر مدلسازی عبارتند از سیستم‌های پویا و اتفاقی.



انتقاد

اگرچه جریان روانشناسی مدرن بطور گسترده در مسیر تلاش‌های علمی قرار دارد، ولیکن این مسیر سابقه مناقشات تاریخی دارد. زمینه برخی از انتقادات روانشناسی بر پایه اخلاقیات و فلسفه استوار گردیده‌است. برخی معتقدند روانشناسان با در مرکز قرار دادن ذهن انسان در آزمایشات و مطالعات آماری، به شکل دهی ماهیت آنها پرداخته اند؛ زیرا این روشها با انسان بمانند اشیاء بیجان و چیز هائی که با آزمایش مورد بررسی قرار گرفته برخورد می‌کنند. گاهی اوقات روانشناسی بعنوان ابزار از بین بردن خصایص انسانی، بی توجهی یا بی ارزش کردن هر آنچه برای ابناء بشر لازم است، تلقی می‌گردد.

یک انتقاد مشترک از روانشناسی به نامتعادل بودن آن بعنوان یک علم بر می‌گردد. نظر به اینکه تکیه بعضی از زمینه‌های روانشناسی بر روش‌های تحقیقات "ضعیف" از قبیل زمینه یابی و پرسشنامه قرار دارد، برخی گفته‌اند که این زمینه‌های روانشناسی به اندازه‌ای که خود روانشناسی ادعا می‌کند علمی نیستند. روش هائی از قبیل درون گرائی و تحلیل متخصص، که توسط برخی روانشناسان مورد بهره برداری قرار دارند، بصورت باز با مسئله ذهنیت برخورد نموده و بر پایه مشاهده قرار دارند. در اینجا سوال مطروحه آنست که آیا بایست روانشناسی را بعنوان علم طبقه بندی نمود یا خیر زیرا عواملی مانند عینیت، اعتبار، جامدیت بعنوان معیار‌های کلیدی وجوب تجربه و علم محسوب می‌گردند. از این جهت برخی شاخه‌های روانشناسی دارای این معیار‌ها نیستند. از سوی دیگر، استفاده گسترده تر از کنترل‌های آماری و طراحی‌های تحقیقات که بصورت فزاینده‌ای پیچیده می‌گردند، تحلیل‌ها، روش‌های آماری و همچنین عدم استفاده از روشهای مشکل دارتر مانند درون گرائی، حداقل در بخش‌های روانشناسی دانشگاه‌ها، باعث کاهش سطح انتقاد نسبت به آنچه در گذشته بود گردیده‌است.

برخی سوال می‌کنند که آیا ذهن تابع تحقیقات کمی علمی خواهد شد. و برخی منتقدین نیز به طرح تنوع زیاد تئوری‌های روانشناسی که مخالف سر سخت نحوه کارکرد ذهن هستند، پرداختند. انتقاد وارده شده دیگر بر روانشناسی مدرن بی اعتنائی آن به روحانیت و خود روح است.

همچنین انتقاداتی از سوی محققان تجربی روانشناسی در خصوص شکاف بین تحقیق و تمرینات بالینی در روانشناسی طرح گردیده‌است. یک روند جدید شامل رشد درمان‌های غیر علمی مانند برنامه ریزی زبانشناختی عصبی ، تولد مجدد و درمان آغازین می‌گردد که توسط برخی سازمان‌های روان درمانی توسعه می‌یابند. سازمان هائی از قبیل مرکز بررسی علمی تمرینات سلامت ذهن بمنظور افزایش سطح آگاهی و تحقیق در خصوص این رشته بوجود آمده‌اند.

دکتر کودا، دکتر مکری، مجتبی دشتی

زیرشاخه‌های روان‌شناسی



روانشناسی یادگیری

روانشناسی هوش هیجانی

روان‌شناسی عمومی

روان‌شناسی اجتماعی

روان‌شناسی جنسی

روان‌شناسی رشد

روان‌شناسی خواب

روان‌شناسی داخلی

روان‌شناسی بالینی

روان‌شناسی تجربی

روان‌شناسی تربیتی

روان‌شناسی صنعتی

روان‌شناسی فیزیولوژیک

روان‌شناسی کار

روان‌شناسی هنر

روان‌شناسی دین

روان‌شناسی خانواده

روان‌شناسی جنایی

روانشناسی تکاملی

روان‌شناسی موفقیت

روان‌شناسی تحلیلی (یونگ)

روانکاوی (فروید)

روان‌شناسی فردی (آدلر)

روان‌شناسی خلاقیت

روان‌شناسی کودکان استثنایی

روانشناسی رفتار متقابل (اریک برن)

روان‌شناسی خود (هاینز کوهات)

روانشناسی صنعتی و سازمانی

فراروانشناسی

روان‌پزشکی





‌روش‌آزمایشی‌ مهم‌ترین‌ روش تحقیق در روانشناسی بشمار می‌رود. هدف این روش مطالعه رفتار موجود تحت شرایط خاص و مقایسه حالات او در این شرایط است. آزمایش کننده شرایط مخصوص تغییر رفتار را بوجود می‌آورد و آزمایش شونده تحت این شرایط قرار گرفته رفتار حاصله مطالعه می‌گردد. متغیر مستقل محرکی است که تغییر پذیری می‌یابد و متغییر وابسته پاسخی است که به متغییر مستقل داده می‌شود. آزمایش کننده می‌تواند از طرق مختلف بر متغییر مستقل نظارت نماید که معمول‌ترین آنهاروش تغییر مستقیم است. در کلیه آزمایش‌های روانشناسی باید از دو گروه گواه و آزمایشی استفاده نمود. گروه آزمایشی عبارت‌اند از افرادی که در شرایط خاص آزمایش قرار می‌گیرند و آثار متغییر مستقل روی آنان مطالعه می‌شود.

گروه گواه کسانی هستند که عیناً کیفیات گروه آزمایشی را دارا بوده ولی تحت شرایط آزمایش واقع نمی‌شوند. بدین ترتیب تغییراتی که در اثر متغییر مستقل بوجود می‌آیند با مقایسه دو گروه قابل مطالعه هستند. برای حصول اطمینان از نتایج تجربیات باید نکات زیر را در ظبط داشت :

رسیدگی از نظر توارث

‌رسیدگی از طریق طرح آزمایش

پالایش تجربی

این روش‌ها به منظور حذف نمودن و یا در ضبط قرار دادن آثار متغییرهایی است که مورد علاقه آزمایش کننده نیستند.

در موارد پیچیده‌تر روانی آثار عوامل متعدد با یکدیگر درگیری می‌یابند و باید به کیفیت تغییر بیش از یک عامل در واحد زمان توجه نمود.

روش آماری فرضیات روانی را از صورت کیفی به شکل کمی در می‌آورد و نتایج تجربیات متغیر مستقل و روی محور عمودی تغییرات متغییر وابسته را ثبت می‌کنند. در روانشناسی از انواع نمودارها که رابطه میان متغییرها را ظاهر می‌سازد استفاده می‌نماید.

هر گاه بخواهیم یک نوع رفتار را از روی رفتار دیگری پیش‌بینی کنیم بستگی‌ها و توابع را به کار بریم. بستگی عبارت‌اند از اظهاریکه به صورت کمی‌ یا نمودار یا کلام تغییرات متغییر وابسته را هم‌زمان با متغییر مستقل نشان دهد. در بستگی‌های مثبت پیشرفت و ازدیاد مقادیر یک محور (محور طولها) با پیشرفت محور دیگر (محور عرض‌ها) همراه است. عکس این کیفیت در بستگی‌های منفی صادق است بدین ترتیب که مقادیر متغیر وابسته با ازدیاد مقادیر متغییر مستقل کاهش می‌یابد.

در بستگی‌های غیر یک نواخت ابتدا نمودار حالت پیشرفتگی و سپس کاهش را نشان می‌دهد و یا بالعکس. استفاده از تاریخچه زندگی به عنوان روش تحقیق گرچه جداگانه مورد بحث قرار گرفته ولی در حقیقت جزء روش بالینی به شمار می‌رود. برخی از جنبه‌های محدود کننده استفاده از تاریخچه زندگی به صورت روش تحقیق عبارت‌اند از :

جنبه ذهنی بودن تاریخچه زندگی

محدود بودن آن به یک فرد

امکان تفسیر تاریخچه زندگی به طرق مختلف

کیفی بودن تاریخچه زندگی ـ علیرغم این محدودیت‌ها می‌توان براساس آن فرضیات مختلفی بنا نمود و در مواردی که نظارت‌ بیشتری امکان‌پذیر است روش کمی را برای تحلیل آن به کار بست.



روانشناسي باليني

روان‌شناسی بالینی در گذشته
تکامل روان‌شناسی بالینی به سبب تاثیر عوامل متعدد صورت گرفت که بعضی از آنها خارج از حیطه روان‌شناسی بود. برای مثال پیشرفتهای حاصله در بیولوژی ، فلسفه ، سیاست و امثال آن نیز در تشکیل تاریخچه روان‌شناسی درمانی موثر بوده است. از عمر روان‌شناسی بالینی به عنوان یک رشته تخصصی و مستقل حدود 90 سال می‌گذرد تاریخ آن با تکامل روان‌شناسی مرضی آمیخته است و گذشته آن به زمان انسان اولیه می‌رسد. بشر اولیه امراض روانی پدیده‌ای ماورءالطبیعه می‌دانست.

روشهای درمان اینگونه بیماران که تصور می‌شد دچار جن زدگی و ارواح خبیثه شده باشند عبارت بود از سوراخ کردن جمجمه به منظور آزاد کردن روح پلید و به زنجیر بستن، تنبیه جسمی و سوزاندن و انواع شکنجه‌های دیگر. در اواخر قرن هجده در فرانسه پزشکی به نام فیلیپ پنیل رئیس بزرگترین بیمارستان روانی فرانسه شد. او با اصلاحات نوع دوستانه به درمان روانی کمک کرد. در قرن نوزدهم مسمزیسم بوجود آمد. مسمز فردی بود که با استفاده از هیپنوتیزم به درمان بیماران روانی پرداخت.

جواد قمی



عوامل موثر در پیدایش روان‌شناسی بالینی
پیدایش و تکامل روان‌شناسی بالینی پیشرفت در ماهیت هوش و اندازه گیری آن ، تفاوتهای فردی ، روان شناسی کودک نیز نقش داشته‌اند. حد فاصل میان روان‌شناسی بالینی و روان‌شناسی کودک از بعضی جهات بسیار نامشخص است. زیرا روان شناسی بالینی در اصل به سبب علاقه به مسائل کودکان عقب افتاده بوجود آمد. پیدایش ابزارها و آزمونهای روانی نیز در تکامل روان شناسی بالینی نقش اساسی داشته‌اند.



روان شناسی بالینی در ایران
در جریان تاریخ نود ساله روان شناسی بالینی در دنیا ، ایران تاریخچه سی ساله‌ای دارد. اولین درس در این رشته از روان شناسی در سال 1344 شمسی در گروه روانشناسی دانشگاه تهران تدریس شد و اولین کتاب در این زمینه به نام روان شناسی بالینی تالیف سعید شاملو در سال 1345 شمسی از طرف دانشگاه تهران منتشر شد. نخستین کلینیک روان شناسی در سال 1346 و در دانشگاه تهان تحت عنوان مرکز مشاوره و راهنمایی ایجاد شد.

در این مرکز برای اولین بار کار سیستمی مرکب از یک روان شناس بالینی که سرپرست مرکز نیز بود، یک روانپزشک و یک مددکار اجتماعی به بررسی مسائل روانی دانشجویان پرداختند و با همکاری هم در تشخیص و درمان نابهنجاریهای رفتاری آنها اهتمام ورزیدند. رشته روان شناسی بالینی عمدتا در اوئل دهه سال 1350شمسی زمانی رسمیت یافت که در گروه روانپزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران واقع در بیمارستان روزبه برنامه‌ای به نام فوق لیسانس روان شناسی بالینی ایجاد شد.



ویژگیهای روان شناسی بالینی
وظایف روان شناسی بالینی متنوع و مختلف است و به موسسه‌ای که روان شناسی در آن کار می‌کند و همچنین به نوع تحصیلات و تعلیمات عملی که داشته است بستگی دارد. برای مثال وظایف روان شناسی بالینی در بیمارستان روانی ممکن است منحصر به تشخیص بیماری از طریق تست باشد یا به روان درمانی بپردازد یا مشغول تحقیقات شود و یا تعلیم عده ای را به عهده بگیرد. روان شناس بالینی ممکن است در مدارس ، مراکز مشاوره کودکان ، زندانها ، بیمارستانها ، دانشگاهها ، پرورشگاهها ، کودکستانها ، وزارت کار ، کارخانه‌ها و انواع دیگر موسسات انجام وظیفه کند.



انواع روان شناسی بالینی
چهار نوع روان شناسی بالینی وجود دارد: دسته‌ای که برای درمان بیماری با روانپزشکان و روانکاوان اشتراک مساعی می‌کنند و بیشتر به کشف ماهیت بیماری و طرز معالجه یک فرد خاص توجه می‌کنند. دسته بعد روان شناسانی که وقت خود را بطور عمده صرف اندازه گیری خصوصیات افراد بوسیله تستهای روان شناسی می‌کنند. دسته دیگر فعالیتهای دسته اول و دوم را بطور مساوی انجام می‌دهند یعنی هم به تشخیص و هم به درمان می‌پردازند.

دسته آخر روان شناسانی هستند که به تحقیق و آزمایش خصوصیات بیماران روانی علاقه دارند و از طریق تجربی برای کشف علل ، علائم و طرق درمان می‌کوشند. روان شناسان معتقدند که آگاهی از تمام این روشها برای آماده ساختن روان شناسی بالینی ضروری است و روان شناسی بدون آشنایی با آنها نمی‌تواند به نحو موثری انجام وظیفه نماید.



تشخیص در روان شناسی بالینی
روان شناسان بالینی از روشهای مختلف برای تشخیص اختلالات استفاده می‌کنند. از جمله این روشها مشاهده رفتار بیمار ، مصاحبه کلینیکی ، آزمونهای روانی ، بررسی تاریخچه فردی و ... است.



درمان در روان شناسی بالینی
روشهای مختلف درمانی در روان شناسی بالینی وجود دارد که روان شناسانی با توجه به رویکرد نظری که در روان شناسی دارند یکی از آنها بکار می‌برند. مثل شناخت درمانی ، رفتار درمانی ، روانکاوی و ... برخی از روان شناسان بالینی دیدگاه التقاطی دارند و از تمام شیوه‌های درمانی بهره می‌برند.



روانشناسي در ايران

مجتبی دشتی

روانشناسی با عنوان علم النفس در ایران
روانشناسی تحت عنوان علم النفس یا اخلاق ، بیش از هزار سال به عنوان یکی از شاخه‌های اصلی فلسفه در مراکز علمی ایران تدریس شده است. از رازی و ابن سینا و ناصر خسرو تا ملاصدرا کمتر متفکری را سراغ داریم که در آثار خود به این علم نپرداخته است. در آثار این دانشمندان نه تنها مباحث اصلی روانشناسی مانند احساس ، ادراک ، عاطفه ، تفکر ، تخیل و تواناییهای ذهنی مورد بحث قرار گرفته ، بلکه حتی با روشهای تمثیلی و شبه تجربی در مورد نظریه‌های معارض در زمینه‌های احساس و ادراک یا لذت و الم داوری شده است.



روانشناسی به عنوان یکی از علوم طبیعی ایران
غرب سنت ارسطویی روانشناسی را چند صد سال بعد با آغاز رنسانس پذیرا شد. اما تا اوایل سده نوزدهم روانشناسی مغرب زمین بخشی از فلسفه باقی ماند، با مباحثی کم و بیش شبیه آنچه در روانشناسی سنتی ایران مطرح بود. با این حال خیزش موج انقلاب صنعتی در اروپا ، روانشناسی آن سامان را به صورت یکی از علوم طبیعی در آورد، در حالی که در ایران کندی آهنگ رشد اجتماعی و علمی و فنی سبب شد که روانشناسی ایران در همان حد سنتی متوقف شود.
تنها پس از تأسیس دارالمعلمین و دانشگاه تهران و بویژه دانشسراهای مقدماتی و دانشسرای عامی بود که روانشناسی به صورت یکی از علوم جدید ایران مطرح شد. دکتر علی اکبر سیاسی و دکتر محد باقر هوشیار را باید از نخستین پیشتازان روانشناسی در ایران دانست. کتاب دکتر سیاسی تحت عنوان علم النفس یا روانشناسی از لحاظ تربیت و کتاب دکتر هوشیار تحت عنوان سنجش هوش یا روانشناسی عملی تقریبا بطور همزمان انتشار یافتند.



روانشناسی ایران از دهه 1340 به بعد
به رغم رونق و شکوه آغازین ، تا اوایل دهه 1340 فعالیت چشمگیری در روانشناسی وجود نداشت و این علم یا به عنوان بخشی از برنامه‌های رشته فلسفه و علوم تربیتی و یا به صورت بخشی از دوره‌های تربیت معلم تدریس می‌شد. دهه 1340 را باید دهه گسترش سازمانی روانشناسی در ایران نامید، چون طی این ده سال دوره لیسانس روانشناسی نخست در دانشگاه تهران و بعدها در سایر دانشگاههای ایران تأسیس گردید. در دانشگاه تهران دوره فوق لیسانس روانشناسی بوجود آمد و مؤسسه روانشناسی بنیان گذارده شد. برخی از این تحولات حاصل کوششهای دکتر محمود صناعی بود که در همان دوره پا به صحنه روانشناسی ایران گذاشت. خدمت بزرگ دکتر صناعی ترجمه کتاب اصول روانشناسی نوشته فرمان مان در سال 1342 بود.
در سال 1344 دکتر سعید شاملو بنیان گذار روانشناسی بالینی ایران اولین کلینیک مرکز مشاوره و راهنمایی در دانشگاه تهران را تأسیس کرد و بعدها بتدریج چنین مراکزی در دیگر دانشگاهها تأسیس شد. با گسترش دوره‌های روانشناسی در دانشگاههای کشور کوششهای فراوانی در زمینه تألیف و ترجمه مکتب درسی در این رشته به عمل آمد. از آن جمله اصول روانشناسی عمومی (1348) تالیف دکتر سیروس عظیمی ، کلیات روانشناسی علمی (1349) به ترجمه دکتر امیر هوشنگ مهریار و دکتر رضا شاپوریان. اصول روانشناسی (1352) به ترجمه و اقتباس دکتر محمد ساعتچی.



روانشناسی ایران و پژوهش
پژوهش در روانشناسی جایگاه ضعیفی داشته است. به شهادت کتب و مجلاتی که از بدو رواج روانشناسی نوین در ایران انتشار یافته ، صرفنظر از تحقیقات پراکنده در زمینه استعدادها و شخصیت در سایر زمینه‌ها پژوهشهای جمعی صورت نمی‌گرفت. دکتر محمد قی براهنی علاوه بر انتشار کتابهایی در حوزه پژوهش و آزمونها همچون کتاب مبانی نظری آزمونهای روانی و کتاب روان آزمایی نخستین گامها را در راه فعالیتهای آزمایشی و تجربی یا به بیان دقیقتری ، علمی شدن مفهوم پژوهش و تحقیق در این شاخه از دانش بشری برداشت. نخستین اقدام برای تهیه هنجاریابی آزمونها بویژه آزمونهای شناختی در این مسیر قرار داشت. ضرورت وجود این قبیل آزمونها در وزارت علوم و نیز آموزش و پرورش و همچنین برای بسیاری از برنامه ریزیهای آموزشی کلان کشوری از دیر زمان احساس می‌شد.



روانشناسی ایران در دهه‌های اخیر
روانشناسی ایران در دهه‌های اخیر پیشرفت خوبی داشته است. در چند دانشگاه دیگر رشته روانشناسی در مقاطع مختلف تأسیس شده است. مهمترین رخدادهای روانشناسی در طول دهه‌های اخیر تجدید حیات نوین روانشناسی ایران توسط دکتر سعید شاملو بوده است. همچنین ایشان از پیشگامان طراحی سازمان نظام روانشناسی بوده‌اند. از لحاظ کاربرد علم روانشناسی نیز ، در حیطه‌های مختلف گسترش خوبی مشاهده می‌شود، بطوری که در مراکز و مؤسسات و کارخانجات بزرگ حضور بخش روانشناسی احساس شده و برخی از این مراکز و ادارات و کارخانجات اقدام به تأسیس واحد روانشناسی کرده‌اند. کلینیکهای مشاوره و روان درمانی چه به صورت دولتی و خصوصی گسترش پیدا کرده و آگاهیهای عمومی در ارتباط با نقش روانشناسی در زندگی با انجام اطلاع رسانیهای مختلف افزایش یافته است.



آنچه در روانشناسی می‌خوانیم!

علوم پایه

علوم کاربردی

گرایش‌ها

مباحث ویژه

علوم مرتبط

روانشناسی یادگیری

روانشناسی تربیتی

روانشناسی عمومی

وابستگی به اینترنت

ژنتیک

روانشناسی رشد

روانشناسی کودک

روانشناسی تربیتی

آمادگی برای کنکور

عصب شناسی

روانشناسی شخصیت

روانشناسی بلوغ

روانشناسی شخصیت

هیپنوتیزم

آندوکرینولوژی غدد داخلی

روان سنجی و اندازه گیری

روانشناسی خانواده

روان سنجی و اندازه گیری

احضار روح

روانپزشکی

روانشناسی فیزیولوژیک

روانشناسی مدیریت

روانشناسی فیزیولوژیک

آشتی یا قهر

هوش مصنوعی

روانشناسی احساس

روانشناسی سیاسی

روانشناسی آزمایشی

عاطفه

فیزیک

روانشناسی ادراک

روانشناسی نظامی

روانشناسی بالینی

قهر دوستانه

فلسفه

روانشناسی انگیزش

روانشناسی قانونی

روانشناسی مشاوره

دانش آموز خلاق

علوم اجتماعی

روانشناسی هیجان

روانشناسی کار

روانشناسی کودکان استثنایی

ازدواج موفق

علوم تربیتی

روانشناسی مرضی

روانشناسی سالمندی

روانشناسی اجتماعی

برنامه ریزی تحصیلی

مردم شناسی

روانشناسی اجتماعی

بهداشت روانی

روانشناسی صنعتی

نیمه پر لیوان را ببینید!

زبان شناسی

آسیب شناسی اجتماعی

علم روانشناسی

جامعه شناسی

تاریخچه روانشناسی


روانشناسي در كشورهاي مختلف

روان‌شناسی علمی در ربع آخر قرن نوزدهم به وجود آمد. اما كاوش‌های روان‌شناختی همزمان با طلوع فلسفه آغاز گرديد. تفكر روان‌شناختی بيش از 24 قرن، يعنی از دوران فلسفه يونان باستان تا اواخر قرن نوزدهم، بخشی از فلسفه به شمار می‌رفت و در بطن آن رشد يافت. اصطلاح روان‌شناسی (سايكولوژی)، همچون بسياری از اطلاعات روان‌شناختی ريشه‌ای يونانی دارد و از دو كلمه "psyche" به معنی روح يا ذهن و "logos" به معنی شناخت يا مطالعه تشكيل شده است که معنی تحت‌اللفظی سایکولوژی، مطالعه نفس و شناخت يا علم نفس می‌باشد. ابداع اين واژه را به فيليپ ملانكتون(Philip Melanchthon) در سال‌های 1497 ـ 1560 نسبت می‌دهند. اسامی ديگری نيز در قرن هجدهم و نوزدهم به طور همزمان در مورد اين علم به كار می‌رفته است که برخی از آن‌ها عبارتنداز: فلسفه ذهنی، خودشناسی و روح‌شناسی.

فلسفه، طی تاريخ طولانی خود تلاش می‌كرده است كه فطرت آدمی و حيات ذهنی بشر را بشناسد. تمامی عقايد و راه‌حل‌هايی كه فلاسفه برای تشريح فطرت، ذهن، آگاهی، فرايند‌ها و فعاليت‌های ذهنی انسان همچون احساس، ادراك، يادگيری، شناخت، استدلال، اراده و عاطفه عرضه داشته‌اند، ساختار تفكر روان‌شناختی فلسفی را تشكيل می‌دهند. از آنجا كه اين تفكر با روش‌های فلسفی و نه تجربی، گسترش يافت آن را روان‌شناسی قبل از مرحله علمی می‌نامند. فيزيولوژی نيز سهم عمده‌ای در ساختن روان‌شناسی جديد داشت. تاثیر فيزيولوژی عمدتا به جدايی روان‌شناسی از فلسفه و ظهور آن به منزله علمی مستقل منتهی شد.

در واقع تاريخچه تفكر روان‌شناختی و دور‌نما‌های تاريخی درباره ماهيت روان و رفتار‌، به يكی از آثار فلاسفه قديم يونانی، يعنی ارسطو باز می‌گردد كه تحت عنوان "موضوع روان" نوشته شده است. متفكران ديگر يونان قديم نيز به رشد روان‌شناسی كمك كرده‌اند. مثلا دموكريت(Democrite) تقريبا 400 سال پيش از ميلاد، اعلام كرد كه ما می‌توانيم رفتار را بر اساس بدن و روان مطرح كنيم.

افلاطون(427 تا 347 پيش از ميلاد) توصيه معلم خود، سقراط را دوباره مطرح كرد: "خود را بشناس". سقراط، معتقد بود كه ما نمی‌توانيم به كمك حواس، شناخت معتبری از خود داشته باشيم. زيرا حواس، واقعيت را درست منعكس نمی‌كند. همچنين سقراط بر اهميت روان‌شناسی اجتماعی اشاره كرد. او معتقد بود كه، افراد مخلوق‌های اجتماعی هستند كه يكديگر را عميقا تحت تاثير قرار می‌دهند. اكثر تاريخ‌‌نويسان، تولد روان‌شناسی را به عنوان يك معلم به سال 1879 نسبت می‌دهند، سالی كه "ويلهم وونت" اولين آزمايشگاه روان‌شناسی را در شهر لايپزيك آلمان بنا نهاد.



مجتبی دشتی

روان‌شناسی در آلمان

روان‌شناسی تجربی در آلمان از سال 1879 يعنی زمانی كه ويلهم وونت اولين آزمايشگاه رسمی روان‌شناسی را در لايپزيك(Leipzig) گشود، آغاز شد. شهرت دایمی و انحصاری وونت در تاريخ روان‌شناسی نه به خاطر نظام فكری يا نظريه‌های او كه بيشتر به خاطر بينان‌گذاری روان‌شناسی علمی است. او از فلسفه و فيزيولوژی، اين علم جديد را كه "روان‌شناسی فيزيولوژيك" می‌نامند به وجود آورد. توجه وونت بيشتر معطوف به آزمايش در زمينه "آگاهی و هشياری" شد. نقش وونت به عنوان يك روان‌شناس تجربی غير قابل‌ انكار می‌باشد و در حقيقت او را می‌توان بانی روان‌شناسی جديد دانست.

تاريخچه دوران شکوفایی روان‌شناسی تجربی آلمان، بدون در نظر گرفتن مردانی همچون برنتانو، اشتوميف، ابينگ‌هاوس، كولپه و جی.ای.مولر تاريخچه كاملی نخواهد بود.

همزمان با افزايش علاقه به روان‌شناسی علوم فرهنگی در دهه 1920 علاقه به روان‌شناسی آزمايشگاهی كاهش يافت و از ميزان تاثير و حمايت علمی نسبت به علم روان‌شناسی در دانشگاه‌های آلمان نيز كاسته شد. در سال 1927 گروهی از روان‌شناسان آلمانی خواستار توجه بيشتر از سوی دانشگاه‌ها نسبت به روان‌شناسی شدند. اما بعد از سال 1933، گرايش به ناديده انگاشتن و محكوم كردن روان‌شناسی قرن نوزدهم افزايش يافت. در سال 1933 ‌كارل اشتومیف، آخرين پيشگام روان‌شناسی آلمان درگذشت. روان‌شناسی علمی آلمان بدون رهبری ارشد و قوی به حال خود رها شد. در نتيجه با روی كار آمدن رژيم نازی، ديگر نتوانست سهمی در پيشبرد روان‌شناسی داشته باشد.



روان‌شناسی در آمريكا

نظريه تكامل، در اواخر قرن نوزدهم به سرعت جای خود را در آمريكا باز كرد و روان‌شناسی آمريكا بيش از وونت، از داروين و گالتون تاثير گرفت و توسط آنان هدايت شد. وونت، تمامی روا‌ن‌شناسان اولیه آمریکایی را به سبک روان‌شناسی خود تربیت کرده بود. با این وجود، در راه بازگشت این جوانان آمریکایی و گذر از آتلانتیک در پایان قرن چیز بسیار اندکی از نظام واقعی روان‌شناسی وونت انتقال یافت. هنگامی كه اين روان‌شناسان جديد به آمريكا بازگشتند، به تاسيس نوعی از روان‌شناسی پرداختند كه شباهت اندكی به آن چيزی كه وونت به آنان آموخته بود داشت.

فرهنگ آمريكا در راستای عمل‌گرایی و سودگرایی جهت گرفته بود و مردم به چيزی ارزش می‌دادند كه فایده عملی داشته باشد. کشور از روان‌شناسی انتظار کاربرد داشت و با تلاش جیمز، هال، كتل و سایر پیشگامان روان‌شناسی آمریکا به آن نایل شد. آنان به مطالعه اين مساله پرداختند كه ذهن چگونه عمل می‌كند نه اين كه از چه چيزی تشكيل شده است. آنان روان‌شناسی را به دنيای واقعی آموزش و پرورش، صنعت، تبليغات، رشد كودك و درمانگاه‌ها بردند و از آن چيزی ساختند كه جنبه كاركردی داشته باشد.



فعاليت روان‌شناسان آمريكايی تحت تاثير سه عامل قرار گرفت:

1. تجربيات آزمايشگاهی وونت

2. فرضيه تكامل داروين

3. مفهوم منحنی طبيعی احتمالات گوس(Gauss)

كه هر سه عامل در تجربيات آزمايشگاهی، مطالعات تكوينی(ژنتيكی) و روش آماری روان‌شناسی آمريكا منعكس شده‌اند.

بنيان‌گذاران روان‌شناسی در آمريكا به استثنای تعدادی، مايل بودند مستقلا آزمايش‌های خود را پیگیری نمايند. مثلا استانلی هال در سال 1926 ـ 1844 و جيمز مك‌كين كتل در سال 1944 ـ 1860 هر دو در لايپزيك با وونت مطالعه نمودند. هال، نهضت مطالعه كودك را در آمريكا اشاعه داد و در سال 1892 به عنوان اولين ریيس انجمن روان‌شناسی آمريكا انتخاب گرديد. در مقابل، همكارش كتل تاثير بسزايی در نهضت آزمون‌های روانی و مطالعه روان‌شناسی تفاوت‌های فردی در آمريكا داشت. روان‌شناسی در آمريكا همراه با كشور ‌رشد كرد و به بالندگی رسيد. تحول پويا و پرطراوت روان‌شناسی آمريكا در سال‌های 1880 تا 1900 يك رويداد‌ تكامل‌دهنده در علم است.



روان‌شناسی در انگلستان

از روان‌شناسی آزمايشگاهی وونت، اثر چندانی در انگلستان مشاهده نمی‌گرديد. فرانسيس گالتون تحت تاثير فرضيه تكامل داروين، در سال 1869 دست به يك رشته مطالعات ابتكاری در زمينه تفاوت‌های فردی زد كه شامل تحقيقات تاريخی روش تكوينی می‌شدند. ضمنا مفهوم آزمون(Test) را برای سنجش يك خصلت خاص مطالعه نمود و روش همبستگی را به عنوان يك شیوه آماری برای تجزيه و تحليل ارقام و اعداد ابداع كرد. در تعقيب گالتون، كارل پيرسون در سال‌های 1936 ـ 1857 و اسپيرمن در سال‌های 1945 ـ 1863 در پيشرفت روش‌های آماری پيشقدم گرديد و در اين رشته انگلستان نقش رهبری را به دست گرفت.



روان‌شناسی در فرانسه

روان‌شناسان فرانسوی از آغاز علاقه‌مند به مطالعه رفتار غيرعادی شدند. در سال 1792 پینل(pinel) بيماران روانی را در يكی از بيمارستان‌های پاريس از غل و زنجير رهايی داد و در سال 1801 رساله‌ای درباره بيگانگی روانی نگاشت و بيماری‌های روانی را مانند بيماری‌های جسمی قابل درمان دانست. شاركو، برنهايم، ريبو و ژانه از جمله دانشمندان برجسته روان‌شناسی بودند كه در تاريخ روان‌شناسی غيرعادی و روان‌پزشكی فرانسه مقامات شامخی دارا می‌باشند.

دانشمندان فرانسوی همچنين مطالعه هيپنوتيزم(خواب مصنوعی) كه ابتدا به وسيله مسمر(Mesmer) در سال 1779 مغناطيس حيوانی خوانده شده بود، علاقه‌ فراوان نشان دادند.



نازی ملایری



منابع:

سايت هاي اينترنتي:

http://www.pajoohe.com

http://daneshnameh.roshd.ir/

http://pnu-club.com/pnu.thread1687.html

http://fa.wikipedia.org





برچسب‌ها: نازی ملایری, دکتر کودا, دکتر هومان نارنجیها, دکتر آذرخش مکری
نوشته شده در تاريخ 2023/9/22 توسط سیما غفاری
​  مجتبی دشتی  ​
مجتبی دشتی

آموزش:

سبک های فرزند پروری

مجتبی دشتی (آسیب شناس اجتماعی)

uشما جزو کدام دسته از والدین هستنئد؟

u1) والدین پر کار

u2)والدین اردوگاهی (هستید)

u3)والدین بی تفاوت(مسامحه کار)

u4)والدین گسسته(پریشان)

u5)والدین منطقی (مقتدر)

1) والدین پرکار :

uخصوصیات خانواده های پرکار عبارت است از:

uفضای خانواده تبدیل به پانسیون و محل نگهداری فرزندان گردیده و همواره والدین برای تامین غذا،پوشاک و... فرزندان در تلاش هستند.

uدر این گونه خانواده ها ، والدین تمام خستگی و مشقت ناشی از کار روزانه را همچون کوله باری سنگین با خود به منزل می آورند .

uاعتماد اینگونه والدین به مدرسه و جامعه به صورت افراطی می شود، لذا بخش زیادی از مسئولیت تربیت فرزندان را به این دو مرجع واگذار می کنند. به طوری که کم کم نقش و اقتدار والدین کاهش یافته و توان تاثیر گذاری روی فرزندان را ندارند.

uاین گونه والدین توان انطباق با شرایط پر تغییر اجتماعی و فرهنگی را نداشته بطوریکه با بروز مشکلات رفتاری در فرزندان، کاملا خودرا باخته و تسلیم شرایط روزگار و دشواری های زندگی می شوند

uاین گونه والدین آن قدرمشغول امور خود هستند که فرزندان احساس می کنند والدین، آنان را فراموش کرده اند. بر این اساس فرزندان شان با مشکلات روحی و روانی مزمن و آشکار نظیر بی حوصلگی ،انزواطلبی ، بی دقتی در درس ها، عدم برقراری ارتباط صمیمی و ... مواجه می شوند.

uدر این خانواده ها، والدین بعضاً آن قدرکه برای درس خواندن فرزندان فشار می آورند ، برای تربیت فرزندان و توجه به صثفات اخلاقی و معنویت آنان دغدغه و نگرانی ندارند.

uاین گونه والدین بعضاً کارهای خود از قبیل کاراتابل های اداری یا دفاتر حساب و کتاب مالی را به منزل آورده و به نوعی غرق در انجام کار می شوند.اگر چه این موضوع شاید از لحاظ اجتماعی قابل پذیرش باشد لیکن در روحیه فرزندان اثرات سوئی بدنبال داشته و آنان احساس می کنند که برای والدین بی ارزش هستنئد.

uاین گونه والدین به علت مشغله بیش از حد، نظارت و کنترل روی فرزندان نداشته و بر این احساس احتمال انحراف فرزندان به جرگه آسیب های اجتماعی از جمله مواد مخدر و روان گردان ها یا... فراهم خواهد شد.

نیم نگاهی به ساختار خانواد ه های پرکار حکایت از وجود والدینی دارد که به علت پیشی گرفتن نا هنجاری های اقتصادی و کاهش پرداختن والدین به مسائل فرهنگی و آموزشی خانواده ، بین تعهد به کار و تعهد به فرزندان همواره تعارض وجود دارد.
محصول خانواده پرکار:فرزندان بی حوصله ،انزوا طلب، بی دقت در درس ، عدم توان برقراری و در برخی از موارد تردد فرزندان به منزل دوستان خود بدون اطلاع والدین و احتمال بروز انحراف در آنها.

​  مجتبی دشتی  ​
مجتبی دشتی

2)خصوصیات والدین اردوگاهی (مستبد،سخت گیر، انعطاف ناپذیر)

uخصوصیات والدیب مستبد و سخت گیر عبارت است از :

uاین گونه والدین با حاکمیت قوانین انظباطی نامناسب در منزل و سخت گیری های بی جا ، اعمال باید ها و نبایدهای مستمر و امر و نهی های فراوان ، اجازه هر گونه تصمیم گیری صحیح و معقول را از فرزندان شان سلب می کنند.

uاین گونه والدین به علت حیاهای اخلاقی بیش از حد، پیرامون خود دیوار آهینی کشیده و از برقراری ارتباط کلامی و غیر کلامی با فرزندان خود اجتناب ورزیده و بر این اساس هیچ گاه در خصوص علل وعوامل موثر در بروز انحرافات و آسیبهای اجتماعی (از جمله موادمخدر و روان گردان،روابط سوءاخلاقی و ...)بافرزندانشان لب به سخن نمی گشایند.

uاین دسته ازوالدین به استقلال فرزندان توجهی نداشته و به این ترتیب فرزندان شان نمی توانند روی پای خود بایستند و مستقل باشند.

uاین دسته از والدین به جای برنامه ریزی در مدیریت خانواده با برنامه روزانه، فضای منزل را اداره می نمایند.

uدر این خانواده ها سکوت زیاد که نشانه ای از استرس در فضای منزل است مشاهده می شود . بر این اساس اعضای خانواده ها به رغم آنکه در منزل هستند ، با هم حرف نمی زنند و هرکس به تنهایی کار خود را انجام می دهد.

uوالدین ، با سخت گیری موضوعات را دنبال کرده لذا فرزاندان شان از اعتماد به نفس پایین برخوردار می باشند.

uفضا منزل به سیستم بسته، تبدیل شده و با دنیای بیرون از خود(بستگان و...) تعامل مناسب ندارد. به این اترتیب شاخص فرسوده گی فرزندان، افزایش خواهد یافت.

uاین والدین با ایجاد قوانین نانوشته برای فرزندان شان شامل به هیچ کس اعتماد نکن ،این گونه موارد دیگراز تو تکرار نشود و ... همواره با انتقاد ، سرزنش روش های خصمانه وفشارهای بی جهت ، همانند ضربه چکش به شخصیت فرزندان ، ضربه های مهلک وارد نموده و ناخود آگاه فرزندان را به رازداری های خطرناک و پنهان کاری رفتاری هدایت می نمایند.

uاین والدین با اعمال کنترل های شدید ، مستقیم و پلیسی در منزل ، رفتاری فرزندان را زیر ذره بین قرار داده و به این ترتیب موجب خشم ، عصبانیت و بی اعتمادی فرندان می شود.. بر این اساس رفتارهای درون گرایی و ماجراجویی در آنان شکل می گیرد.که مقدمه انحرافات اجتماعی است.

uاین والدین باچهره خشک،خشن و بدون محبت با فرزندان شان برخورد کرده و هیچگاه با آنان رابطه برقرار نکرده و به خواسته های فرزندان گوش نمی دهند.

uاین والدین باید در یابند که ایجاد ترس و رعب در منزل مانند هوای گاز کربنیک دار می باشد که مغز و روح فرزندان را مسموم می کند.

uاین والدین همواره انگشت اتهام را به طرف فرزندان نشانه روی کرده و نور افکن خود را روی کارهای منفی فرزندان روشن نموده و توجه شان صرفا بر کارهای اشتباه آنان می باشد.

uاین والدین در صورت مشاهده برخی از موارد غیر مجاز در وسایل فرزندان با کمال عصبانیت و انتقام فرزندان همواره شده که زمینه ساز انحراف های رفتاری آنان می شود.

uاین گونه والدین با داشتن انتظارات و توقعات بیش از حد از فرزندان ،خواهان اطاعت محض و بدون چون و چرا ونیز عدم ابراز هرگونه عقیده و اظهار نظر از سوی فرزندان می باشند.

uاعمال تنبیه بدنی یا روانی نسبت به فرزندان در صورت عدم اجرای دستورها از دیگر اقدامات این گونه والدین می باشد.

نتیجه گیری خانواده مستبد :
فرزندان خودکامه ، ستیزه جو،با عزت نفس پایین،دروغگو و ریا کار ناشی از تنبیه، سرزنش و ترس،فاقد خلاقیت ، افسرده و مضطرب ، با افت تحصیلی ، پنهان کار و انزوا طلب.

3)والدین بی تفاوت (مسامحه کار و آسان گیر)

uخصوصیات والدین بی تفاوت عبارت است از:

uاین گونه والدین حضور فیزیکی ،روانی و عاطفی در منزل نداشته و با نادیده گرفتن فرزندان ، زمینه های انحراف آنان را فراهم می سازند.به طوریکه خروجی و برونداد این دسته از خانواد ه ها، نوجوانان و جوانانی بوده که به راحتی در مجالس و برنامه های نا مناسب شرکت نموده و متعاقباً به انواع آسیب ها و انحرافات دچار می شوند.

uاین والدین هرگز اهداف مناسب را برای فرزندان خود ترسیم نکرده و بر این اساس فرزندان آنها فاقد اهداف بلند مدت هستند و به راحتی وارد جرگه آسیب های اجتماعی می شوند.

uدر این دسته از خانواده ها هریک از اعضاء به فکر خود بوده و انسجام خانوادگی به شدت آسیب پذیر می شود.بر این اساس ساختار بی قیدی و عدم وحدت بین اعضای خانواده شکل گرفته و در چنین شرایطی ، نظارت بر رفتار فرزندان و کنترل دوستان آنان معنا و مفهومی ندارد وسیاست (به من چه،به تو چه،به ما چه) در منزل رونق می گیرد.بنابراین در صورت بروز تغییرات در وضعیت ظاهری یا رفتاری فرزندان، والدین توجهی ننموده و احتمال بروز انحرافات در فرزندان فراهم خواهد ساخت.

uدر این خانواده ها روابط و مصاحبت مناسب بین زن و شوهر وجود نداشته که سبب دلسردی و بی تفاوتی در روابط زوجین می شود که این موضوع به فرزندان نیز سرایت خواهدکرد.

uدر این گونه خانواده ها رعایت نظم و انضباط از سوی والدین در منزل منشاهده نشده و این موضوع بر رفتار فرزندان تاثیر مستقیم خواهد داشت.

محصول خانواده بی تفاوت : فرزندان اینگونه خانواده ها به علت عدم مواجه با موانع در زندگی ،زمانی که وارد جامعه می شوند به خاطر نداشتن تجربه کافی ، به راحتی تسلیم شرایط محیطی شده و شخصیت شکننده ای خواهند داشت.

​  مجتبی دشتی  ​
مجتبی دشتی

4ویژگی والدین گسسته(پریشان)

فرندان این خانوارها به دلیل عدم ارضاء نیازهای روانی و جسمانی از سوی والدین بعضا احساس تعلق به آنان ندارندارند.زیرا همواره با بی توجهی والدین شان مواجه می باشند.

در این خانوارها نزاع ، درگیری ، فحاشی و سرو صدای زیاد که نشانه دیگری از استرس در خانوارده می باشد به گوش می رسد

والدین این دسته از خانواده ها به علت قهر های مداوم مجادله بیهوده و بد بینی نسبت به یکدیگر ، با آفت گسست روابط بین فردی مواجه شده به این ترتیب دامنه این مقوله با فرزندانشان گسترده می شود(بر اساس تحقیق صورت گرفته در گشور31% دیگر از نزاع و درگیری بین پدران و مادران خبر داده اند.)

این گونه فرزندان به علت فقدان آرامش در محیط منزل و روان بهم ریخته ، تمام عمر را در سردرگمی به سر برده و همواره افسرده هستند. آنان به ارزش های مذهبی پایبند نبوده و به علت تحمل پایین در مقابله با دیگران با خشم و واکنش های اضطراب آمیز رفتار نموده و بعضاً آتش دعوا را بین دوستان شعله ور کرده و گاهی نیز در آن مشارکت می جویند.

فرزندان خانواده های گسسسته در زمانبندی و تعیین اولویت و انجام کارها،فاقد برنامه ریزی مناسب می باشند.

فرزندان این خانواده ها آنچه را والدین شان انجام می دهند، به عنوان الگوی رفتاری باور نموده و آن تقلید می کنند.

فرزندان این خانواده ها بعضا با افراد منحرف محله ارتباط برقرار کرده و برخی از اوقات تا دیر وقت در خارج از منزل به سر می برند ، به این ترتیب در دراز مدت زمینه های انحراف اجتمال آنان شکل می گیرد.

فرزندان اینگونه خانوادهها ضمن بی اهمیتی به محیط درس ، با افت چشم گیر تحصیلی مواجه می شوند.

u نتیجه گیری محصول خانواده گسسته : فرزندان این دسته از خانواد ها با افسردگی ، اظطراب ، احساس سردزگی ، بروز اختلات شناختی، هیجانی و رفتارهای ضد اجتماعی مواجه میشوند.

​  مجتبی دشتی  ​
مجتبی دشتی

5)خصوصیات والدین منطقی(مستحکم-موفق-سالم-دموکرات)

uدر عصر کنونی نیازمند والدین مقتدر ، توانا وقاطع(نه مستبد) برای پیاده کردن اهداف متعالی در زندگی هستیم، به گونه ای که پدران و مادران دارای صلاحیت های ذهنی و دانش کافی نسبت به تغییرات شتابان اجتماعی باشند.به عبارتی والدین می بایست شناخت کافی از تغییرات روزمره در جامعه داشته و همزمان نیز نسبت به هر گونه تغییر رفتار در فرندان خود(طی دو هفته متوالی) حساس باشند. به گونه ای که در صورت بروز هرگونه پنهان کاری ، انزوا طلبی ، فراموشی، کم توجهی، تغییر در ساعات خواب و بیداری، لاغری، افت ناگهانی تحصیلی و نظایر آن بدون هر گونه خرده گیری و تحقیر فرزندان ، اقدام به کشف حقیقت و مشکل نمایند. همزمان نیز والدین می بایست دارای صلاحیت اخلاقی و الگو بودن به منظور بروز عاطفه ومحبت به فرزندانشان باشند به عبارتی همواره باید به یاد داشته باشیم فرزندان از راه چشم تربیت می شوند نه از راه گوش .همچنین والدین باید از هرگونه رفتار نامناسب همچون استعمال سیگار- قلیان و مصرف هر گونه مواد نزد فرزندان خود پرهیز کرده و همواره الگوی مناسبی برای آنان باشند.همچنین والدین باید دارای صلاحیت حرفه ای و به دور از آزمایش و خطا در تربیت و پرورش فرزندان خود اقدام کرده و به طور مستمر بر موضوعاتی اخلاقی و رفتاری آنان نظارت کنند.

uوالدین می بایست با ایجاد میکروسکوپ ذهنی در منزل نسبت به شناسایی باکتری های ذهنی فرزندان خود اقدام کرده تا از انحراف احتمالی آنان جلوگیری شود. به عبارتی والدین منطقی می دانند فرزندانی که دارای شخصیت ستیزه جولجباز،پنهان کار، انزوا طلب ، دروغ گو، کنجکاو،مضطرب، مسئولیت ناپدیر، پوچ گرا (برای خود و دیگران ارزش قائل نمی باشند)

مجتبی دشتی
منبع : کتاب آموزش سبک های فرزند پروری
دکتر حمید صرامی


برچسب‌ها: فرزندپروری, سبک زندگی, مهارتهای زندگی, مجتبی دشتی
نوشته شده در تاريخ 2023/8/30 توسط سیما غفاری
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک