در مقاله می خوانید
سیستم خانوادگی چیست؟

سیستم خانوادگی یک سیستم اجتماعی است که با تعاملات تکراری توسط اعضای خانواده به وجود میآید. این تعاملات مشخص میکنند که چگونه و چه وقت و با چه کسی افراد خانواده رابطه دارند. (کاپوزی،2007)
در مدل سیستمی فرض بر این است که اگر فردی از اعضای خانواده دچار مشکلی شده است، کل سیستم دچار اشکال شده است و برای برطرف شدن مشکل فرد، باید کل سیستم ترمیم شود. دقیقا مانند یک کارخانه، اگر در یک کارخانه مشکلی برای فردی پیش آمده باشد، به کل سیستم کارخانه آسیب میرسد. برای برطرف کردن مشکل باید سیستم کارخانه اصلاح شود.
به عبارتی دیگر وقتی فرزند دچار اعتیاد شده است و قصد دارد که سوء مصرف مواد مخدر را کنار بگذارد، اگر این فرد به تنهایی شروع به تغییر کند در صورتی که دیگر اعضای خانواده به رفتارهای سابق خود ادامه دهند وی باید فشارهای زیادی را تحمل کند.
بنابراین لازم است دیگر اعضای خانواده نیز در نحوه رفتار کردن، احساس کردن و افکار خود تغییراتی ایجاد کنند و به عبارت دیگر کل اعضای خانواده باید رفتارهای اعتیادی خود را کنار بگذارند و به سمت هدف مشترک حرکت کنند. در چنین تغییری احتمال رسیدن به هدف مشترک بیشتر از زمانی است که فرد به تنهایی اقدام کند و رابطه درمان ترک اعتیاد و خانواده انکار ناشدنی است.
سیستم خانوادگی چیست؟
حال باز میگردیم به سوال اصلی یعنی چگونه با بیمار در حال بهبودی رفتار کنیم؟ یا بهتر است بگوییم چگونه به سمت تیپ خانوادگی دلخواه خود حرکت کنیم و چه کارهایی میتوان انجام داد تا به این هدف دست یافت؟ فراموش نکنیم که تمام همت ما کمک به بیمار در جهت کنترل کردن وسوسهها و تغییر سبک زندگی است، در اینجا گامهایی را در آموزش خانواده معتادان معرفی خواهیم کرد که به شما میکند به این هدف دست یابید.
پذیرفتن آنها به عنوان بیمار
قبلا راجع به این مسئله خواندید که سوء مصرف مواد مخدر یک بیماری است و به اندازه کافی راجع به بعد روانی این بیماری بحث شد. به یاد میآورید که اشاره شد هنگامی که فردی به دلیل افسردگی، اضطراب و یا حتی به خاطر لذت طلبی و تنوع یا به خاطر مشکلات شخصیتی به مصرف مواد مخدر بپردازد به مرور زمان وابستگی روانی اتفاق میافتد و بعد از مدت زمانی وسوسهها قسمت اصلی بیماری وی میشوند. بنابراین لازم است که این را درک کنیم که با یک بیمار در ارتباط هستیم، بیماری که وسوسههای ناراحت کنندهای دارد و علت مصرف او نیز عمل به وسوسههایش است.
اکثر خانوادهها میگویند اعتیاد یک بیماری است اما در عمل آن را باور ندارند به طور مثال برخی از خانوادهها میگویند تا به حال بیش از ۲۰ بار ترک کرده ولی باز شروع به مصرف کرده مرتب دروغ میگوید و لجبازی میکند و… این بار میخواهم او را از خانه بیرون کنم یا حتی در موارد شدیدتر برخی میگویند میخواهم او را تحویل کلانتری دهم یا حتی او را از بین ببرم.
درست همین جاست که این خانوادهها متوجه نیستند که اعتیاد یک بیماری است. لطفا به این سوال جواب دهید، آیا ما فردی که روزی ۱۰ بار برای شستشو به حمام میرفته و باز اعتقاد داشته که بدن او پاک نشده است و در حال حاضر یک سال است میزان حمام رفتن او کاهش پیدا کرده، ولی در ماه اخیر دوباره میزان حمام رفتنش افزایش یافته را از خانه بیرون میکنیم؟ و آیا ما فردی که اعتقاد دارد باید روزی ۲۰ لیوان چای بنوشند را از خانه بیرون میکنیم یا او را تحویل کلانتری میدهیم.
البته باید به این مسئله توجه داشت که اعتیاد به خاطر مسائل فرهنگی و اجتماعی که در جامعه با خود به همراه میآورد برای خانوادهها سختتر قابل قبول است. اما اشکال کار در این است که خانوادهها هنوز نپذیرفتهاند که مهمترین قسمت بیماری بیمار آنها وسوسههای اوست و زمانی که این وسوسهها به عمل تبدیل شود، بیماری فرد عود کرده است. این خانوادهها وسوسه را با دروغ و لجبازی اشتباه گرفتهاند.
بیمار به شما دروغ نگفته، در حال حاضر قصد دارد ترک کند و انگیزه بالایی هم دارد اما سمزدایی و پاکسازی جسمی در اغلب مواقع بدون پاکسازی فکری صورت میگیرد و این باعث میشود بیمار به وسوسههای فکری خود عمل کند و نهایتاً خانواده این گونه برداشت میکند که او دروغ گفت یا اراده ندارد یا نمیتواند و همین مسئله منجر به تنش و ناراحتی در خانواده و حتی احساس گناه در خود بیمار میشود.
بنابراین پدر، مادر، خواهر و برادر اگر میخواهید به بیمار در حال بهبودی خود کمک کنید بدانید که او بیمار است و بیماری او همان وسوسههای او هستند. بیمار در یک لحظه وسوسه میشود و اگر مهارتهای لازم برای توقف وسوسهها را در روان درمانیهای فردی یا گروه درمانی فرا نگرفته باشد آنها را به عمل تبدیل میکند. باید پذیرفت که او بیمار است و این دقیقاً نقطه شروع برای حرکت است، حرکت به سمت بهبودی و حرکت به سمت درمان.رفتار خانواده بعد از ترک اعتیاد در بهبود روند رشد ترک افراد بسیار تاثیرگذار است.
شنیدن خبر اعتیاد در خانواده خبر خوبی نیست ولی همین که میشنویم یکی از اعضای خانواده دچار بیماری شده در کمترین زمان ممکن این خبر را بررسی میکنیم و آنگاه میپذیریم که او بیمار است و بعد به متخصص مربوطه مراجعه میکنیم ولی اکثر خانوادهها زمانی که متوجه میشوند اعضای خانواده دچار بیماری اعتیاد شدهاند واکنشهای تندی مثل خشم و نفرت، پرخاشگری و غیره نشان میدهند که این واکنشها وضع موجود را خرابتر میکند. باید قبول کنیم که او بیمار است و در جهت کمک به او قدم برداریم.

پذیرفتن فرد مبتلا به بیماری اعتیاد به عنوان یک انسان
هر انسان یک موجود چند بعدی است. در اینجا ما با بعد روانی انسان سر و کار داریم.
روان یا شخصیت یک انسان چیست؟
به مجموعهای از افکار، احساسات و رفتارهای انسان، روان یا شخصیت گفته میشود.
همه ما میدانیم که افکار میتواند مثبت یا منفی باشند رفتارها نیز میتوانند مثبت باشند، می توانند منفی باشند، و همین طور احساسات نیز میتوانند مثبت یا منفی باشند.
ما باید یاد بگیریم که به یکدیگر احترام بگذاریم و یکدیگر را بپذیریم، به خاطر این که همه ما انسان هستیم فارغ از اینکه چه افکاری داریم یا چه رفتاری داریم یا چگونه احساس میکنیم.
اما متاسفانه در اکثر مواقع مردم میگویند فلانی آدم نیست یا آدم پستی است، چون این گونه فکر میکند یا چون این گونه رفتار میکند من او را به عنوان انسان قبول ندارم. این اشتباه بزرگی است که شاید نیاز باشد در یک سطح کلیتر جامعه مورد بررسی قرار گیرد.
احتمالاً بیمار شما افکار مثبتی نیز دارد یا احتمالاً احساسات مثبتی نیز دارد و احتمالاً رفتارهای مثبتی نیز دارد، اما خانواده به خاطر تکرار رفتارهای منفی بیمار، مثل سوءمصرف یا دروغگویی یا لجبازی و بهانهجویی فقط رفتارهای منفی او را می بینند و بعد قضاوت میکنند که او چون رفتارهای منفی دارد، انسان خوبی نیست ولی مطمئن باشید که همین انسان دارای مجموعهای از رفتارها و احساسات و افکار مثبت نیز هست.
بنابراین باید در درجه اول یاد بگیریم که همسر یا فرزند خود و حتی افراد جامعه را به عنوان یک انسان بپذیریم و به آنها احترام بگذاریم و آنها را دوست داشته باشیم و در نهایت اگر با رفتاری یا طرز فکر خاصی مخالف هستیم یا آن را منفی ارزیابی میکنیم، این مسئله را از انسان بودن او جدا بدانیم.
در چنین مواقعی لازم است که خانوادهها این پیام را به فرزند یا به همسر یا فرزند خود بدهند که من برای شما به عنوان یک انسان ارزش و احترام خیلی زیادی قائل هستم و شما را دوست دارم اما مشکل من فقط با سوء مصرف مواد مخدر شما است.
در چنین حالتی بیمار متوجه میشود که شما با خود او مشکلی ندارید و او را به عنوان انسان و بعد به عنوان همسر و فرزند خود قبول دارید فقط از این رفتار منفی او ناراحت هستید و این رفتار تنها یک بخش کوچک از کل شخصیت و روان است و قابل تغییر نیز هست.
از این رو به کار بردن پیامهایی مثل این که چون مواد مخدر مصرف میکند و دروغ میگوید: آدم پستی است صحیح نیست. باید با تمام افکار، احساسات و رفتارهای خود به او نشان دهید که با خود او مشکلی ندارید و میخواهید به او کمک کنید که رفتار یا فکر منفی خود را بشناسد و آن را اصلاح کند.
سیستم خانوادگی یک سیستم اجتماعی است که با تعاملات تکراری توسط اعضای خانواده به وجود میآید. این تعاملات مشخص میکنند که چگونه و چه وقت و با چه کسی افراد خانواده رابطه دارند. (کاپوزی،2007)
در مدل سیستمی فرض بر این است که اگر فردی از اعضای خانواده دچار مشکلی شده است، کل سیستم دچار اشکال شده است و برای برطرف شدن مشکل فرد، باید کل سیستم ترمیم شود. دقیقا مانند یک کارخانه، اگر در یک کارخانه مشکلی برای فردی پیش آمده باشد، به کل سیستم کارخانه آسیب میرسد. برای برطرف کردن مشکل باید سیستم کارخانه اصلاح شود.
به عبارتی دیگر وقتی فرزند دچار اعتیاد شده است و قصد دارد که سوء مصرف مواد مخدر را کنار بگذارد، اگر این فرد به تنهایی شروع به تغییر کند در صورتی که دیگر اعضای خانواده به رفتارهای سابق خود ادامه دهند وی باید فشارهای زیادی را تحمل کند.
بنابراین لازم است دیگر اعضای خانواده نیز در نحوه رفتار کردن، احساس کردن و افکار خود تغییراتی ایجاد کنند و به عبارت دیگر کل اعضای خانواده باید رفتارهای اعتیادی خود را کنار بگذارند و به سمت هدف مشترک حرکت کنند. در چنین تغییری احتمال رسیدن به هدف مشترک بیشتر از زمانی است که فرد به تنهایی اقدام کند و رابطه درمان ترک اعتیاد و خانواده انکار ناشدنی است.
سیستم خانوادگی چیست؟
حال باز میگردیم به سوال اصلی یعنی چگونه با بیمار در حال بهبودی رفتار کنیم؟ یا بهتر است بگوییم چگونه به سمت تیپ خانوادگی دلخواه خود حرکت کنیم و چه کارهایی میتوان انجام داد تا به این هدف دست یافت؟ فراموش نکنیم که تمام همت ما کمک به بیمار در جهت کنترل کردن وسوسهها و تغییر سبک زندگی است، در اینجا گامهایی را در آموزش خانواده معتادان معرفی خواهیم کرد که به شما میکند به این هدف دست یابید.
پذیرفتن آنها به عنوان بیمار
قبلا راجع به این مسئله خواندید که سوء مصرف مواد مخدر یک بیماری است و به اندازه کافی راجع به بعد روانی این بیماری بحث شد. به یاد میآورید که اشاره شد هنگامی که فردی به دلیل افسردگی، اضطراب و یا حتی به خاطر لذت طلبی و تنوع یا به خاطر مشکلات شخصیتی به مصرف مواد مخدر بپردازد به مرور زمان وابستگی روانی اتفاق میافتد و بعد از مدت زمانی وسوسهها قسمت اصلی بیماری وی میشوند. بنابراین لازم است که این را درک کنیم که با یک بیمار در ارتباط هستیم، بیماری که وسوسههای ناراحت کنندهای دارد و علت مصرف او نیز عمل به وسوسههایش است.
اکثر خانوادهها میگویند اعتیاد یک بیماری است اما در عمل آن را باور ندارند به طور مثال برخی از خانوادهها میگویند تا به حال بیش از ۲۰ بار ترک کرده ولی باز شروع به مصرف کرده مرتب دروغ میگوید و لجبازی میکند و… این بار میخواهم او را از خانه بیرون کنم یا حتی در موارد شدیدتر برخی میگویند میخواهم او را تحویل کلانتری دهم یا حتی او را از بین ببرم.
درست همین جاست که این خانوادهها متوجه نیستند که اعتیاد یک بیماری است. لطفا به این سوال جواب دهید، آیا ما فردی که روزی ۱۰ بار برای شستشو به حمام میرفته و باز اعتقاد داشته که بدن او پاک نشده است و در حال حاضر یک سال است میزان حمام رفتن او کاهش پیدا کرده، ولی در ماه اخیر دوباره میزان حمام رفتنش افزایش یافته را از خانه بیرون میکنیم؟ و آیا ما فردی که اعتقاد دارد باید روزی ۲۰ لیوان چای بنوشند را از خانه بیرون میکنیم یا او را تحویل کلانتری میدهیم.
البته باید به این مسئله توجه داشت که اعتیاد به خاطر مسائل فرهنگی و اجتماعی که در جامعه با خود به همراه میآورد برای خانوادهها سختتر قابل قبول است. اما اشکال کار در این است که خانوادهها هنوز نپذیرفتهاند که مهمترین قسمت بیماری بیمار آنها وسوسههای اوست و زمانی که این وسوسهها به عمل تبدیل شود، بیماری فرد عود کرده است. این خانوادهها وسوسه را با دروغ و لجبازی اشتباه گرفتهاند.
بیمار به شما دروغ نگفته، در حال حاضر قصد دارد ترک کند و انگیزه بالایی هم دارد اما سمزدایی و پاکسازی جسمی در اغلب مواقع بدون پاکسازی فکری صورت میگیرد و این باعث میشود بیمار به وسوسههای فکری خود عمل کند و نهایتاً خانواده این گونه برداشت میکند که او دروغ گفت یا اراده ندارد یا نمیتواند و همین مسئله منجر به تنش و ناراحتی در خانواده و حتی احساس گناه در خود بیمار میشود.
بنابراین پدر، مادر، خواهر و برادر اگر میخواهید به بیمار در حال بهبودی خود کمک کنید بدانید که او بیمار است و بیماری او همان وسوسههای او هستند. بیمار در یک لحظه وسوسه میشود و اگر مهارتهای لازم برای توقف وسوسهها را در روان درمانیهای فردی یا گروه درمانی فرا نگرفته باشد آنها را به عمل تبدیل میکند. باید پذیرفت که او بیمار است و این دقیقاً نقطه شروع برای حرکت است، حرکت به سمت بهبودی و حرکت به سمت درمان.رفتار خانواده بعد از ترک اعتیاد در بهبود روند رشد ترک افراد بسیار تاثیرگذار است.
شنیدن خبر اعتیاد در خانواده خبر خوبی نیست ولی همین که میشنویم یکی از اعضای خانواده دچار بیماری شده در کمترین زمان ممکن این خبر را بررسی میکنیم و آنگاه میپذیریم که او بیمار است و بعد به متخصص مربوطه مراجعه میکنیم ولی اکثر خانوادهها زمانی که متوجه میشوند اعضای خانواده دچار بیماری اعتیاد شدهاند واکنشهای تندی مثل خشم و نفرت، پرخاشگری و غیره نشان میدهند که این واکنشها وضع موجود را خرابتر میکند. باید قبول کنیم که او بیمار است و در جهت کمک به او قدم برداریم.
پذیرفتن فرد مبتلا به بیماری اعتیاد به عنوان یک انسان
هر انسان یک موجود چند بعدی است. در اینجا ما با بعد روانی انسان سر و کار داریم.
روان یا شخصیت یک انسان چیست؟
به مجموعهای از افکار، احساسات و رفتارهای انسان، روان یا شخصیت گفته میشود.
همه ما میدانیم که افکار میتواند مثبت یا منفی باشند رفتارها نیز میتوانند مثبت باشند، می توانند منفی باشند، و همین طور احساسات نیز میتوانند مثبت یا منفی باشند.
ما باید یاد بگیریم که به یکدیگر احترام بگذاریم و یکدیگر را بپذیریم، به خاطر این که همه ما انسان هستیم فارغ از اینکه چه افکاری داریم یا چه رفتاری داریم یا چگونه احساس میکنیم.
اما متاسفانه در اکثر مواقع مردم میگویند فلانی آدم نیست یا آدم پستی است، چون این گونه فکر میکند یا چون این گونه رفتار میکند من او را به عنوان انسان قبول ندارم. این اشتباه بزرگی است که شاید نیاز باشد در یک سطح کلیتر جامعه مورد بررسی قرار گیرد.
احتمالاً بیمار شما افکار مثبتی نیز دارد یا احتمالاً احساسات مثبتی نیز دارد و احتمالاً رفتارهای مثبتی نیز دارد، اما خانواده به خاطر تکرار رفتارهای منفی بیمار، مثل سوءمصرف یا دروغگویی یا لجبازی و بهانهجویی فقط رفتارهای منفی او را می بینند و بعد قضاوت میکنند که او چون رفتارهای منفی دارد، انسان خوبی نیست ولی مطمئن باشید که همین انسان دارای مجموعهای از رفتارها و احساسات و افکار مثبت نیز هست.
بنابراین باید در درجه اول یاد بگیریم که همسر یا فرزند خود و حتی افراد جامعه را به عنوان یک انسان بپذیریم و به آنها احترام بگذاریم و آنها را دوست داشته باشیم و در نهایت اگر با رفتاری یا طرز فکر خاصی مخالف هستیم یا آن را منفی ارزیابی میکنیم، این مسئله را از انسان بودن او جدا بدانیم.
در چنین مواقعی لازم است که خانوادهها این پیام را به فرزند یا به همسر یا فرزند خود بدهند که من برای شما به عنوان یک انسان ارزش و احترام خیلی زیادی قائل هستم و شما را دوست دارم اما مشکل من فقط با سوء مصرف مواد مخدر شما است.
در چنین حالتی بیمار متوجه میشود که شما با خود او مشکلی ندارید و او را به عنوان انسان و بعد به عنوان همسر و فرزند خود قبول دارید فقط از این رفتار منفی او ناراحت هستید و این رفتار تنها یک بخش کوچک از کل شخصیت و روان است و قابل تغییر نیز هست.
از این رو به کار بردن پیامهایی مثل این که چون مواد مخدر مصرف میکند و دروغ میگوید: آدم پستی است صحیح نیست. باید با تمام افکار، احساسات و رفتارهای خود به او نشان دهید که با خود او مشکلی ندارید و میخواهید به او کمک کنید که رفتار یا فکر منفی خود را بشناسد و آن را اصلاح کند.
برچسبها:
مرتضی عامری,
مجتبی دشتی,
موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی,
محسن سمیعی