درگیریهای خانوادگی و پیامدهای اعتیاد چگونه بنیانهای اصلی رابطه زناشویی (عشق، احترام، صمیمیت، وفاداری) را از بین میبرد و منجر به تعارضات دائمی میشود؟

اعتیاد و درگیریهای خانوادگی ناشی از آن، چون موریانههایی خاموش، بنیانهای اصلی یک رابطه زناشویی را یکییکی از بین میبرند و آن را به ویرانهای از تعارضات دائمی تبدیل میکنند.
در ابتدا، عشق اغلب انگیزهای برای تحمل و تلاش برای بهبود فرد معتاد است، اما با تکرار دروغها، خیانتها (چه مستقیم چه غیرمستقیم با اولویت دادن مواد)، و رفتارهای پرخاشگرانه یا انفعالی ناشی از اعتیاد، این عشق کمکم رنگ میبازد. وعدههای توخالی و رفتارهای غیرقابل پیشبینی، حس امنیت و اعتماد را از بین میبرد و عشق جای خود را به خستگی، ناامیدی و گاهی نفرت میدهد.
اعتیاد، احترام متقابل را هدف قرار میدهد. رفتار پرخاشگرانه، توهین، بیتوجهی به نیازها و احساسات طرف مقابل، و ناتوانی در انجام مسئولیتها، پایههای احترام را سست میکند. وقتی یکی از طرفین دائماً به دلیل اعتیاد، وظایف خود را انجام نمیدهد یا به همسرش بیاحترامی میکند، احترام از سوی طرف مقابل نیز بهتدریج از بین میرود.
صمیمیت، چه عاطفی و چه فیزیکی، نیازمند اعتماد، امنیت و ارتباطی باز است. اعتیاد این فضا را مسموم میکند. دروغگویی مداوم، پنهانکاری، و تمرکز فرد معتاد بر نیاز خود به مواد، ارتباط عاطفی عمیق را غیرممکن میسازد. ترس، اضطراب و اجتناب از سوی همسر نیز مانع از صمیمیت فیزیکی و عاطفی میشود و رابطه را به سطحی سرد و خشک اداری(Bureacratic) میکشاند.
اعتیاد، مفهوم وفاداری را نیز به چالش میکشد. این نه تنها شامل خیانتهای احتمالی فیزیکی است، بلکه وفاداری عاطفی و تعهد به رابطه را نیز در بر میگیرد. وقتی فرد معتاد، مواد را به خانواده و تعهدات خود ترجیح میدهد، این خود نوعی بیوفایی به پیمان زناشویی محسوب میشود. از سوی دیگر، همسر ممکن است به دلیل خستگی و ناامیدی، از نظر عاطفی از رابطه فاصله بگیرد که این نیز میتواند به نوعی بیوفایی تلقی شود.
وقتی این چهار ستون اصلی (عشق، احترام، صمیمیت، وفاداری) فرو میریزد، رابطه پر از شکاف و گسلهای تعارض میشود. هرگونه بحثی، حتی بر سر مسائل کوچک، به سرعت به درگیریهای بزرگ و غیرقابل حل تبدیل میشود. همسران دیگر قادر به درک متقابل نیستند، صدای یکدیگر را نمیشنوند و هر کدام در دنیای خود و مشکلاتش غرق شده است. این تعارضات مداوم، نه تنها رابطه را ویران میکند، بلکه سلامت روانی و جسمی هر دو طرف را نیز به شدت تحت تأثیر قرار میدهد و بقای زندگی مشترک را با تهدیدی جدی مواجه میسازد.
برچسبها: راهکار رهایی, کتاب راهکار رهایی, دکتر سیدمهدی عظیمی, دکتر مجتبی دشتی


